بلاخره پارتی کنیم یا نکنیم؟
عجب ملت غریبی هستیم! شنیدین می گن طرف گوه گیجه گرفته؟ نمی داند چه غلطی کنه؟
در حال حاضر همهء ملت شهید پرور و غیور و مسلمان سرزمین ایران زمین دقیقا گوه گیجه گرفتن! نمی دانند چی درسته، چی غلطه، چی خوبه، چی بده، چی حرامه و چی حلاله!
رهبر معظم می فرماید پاسور آزاد است، باز رهبر معظم می فرماید ماهواره آزاد است، دعا کردن واجب و پارتی کردن هم که همه می دانید ممنوع است. اما به تازگی این مراسم هم آزاد شد! باور ندارید ادامه مطلب را تا انتها بخوانید.
اینجانب تا چندی پیش در حال انجام وظیفه خدمت مقدس سربازی از جان و مال و ناموس مردم این سرزمین در یکی از یگانهای فرمانده ای ستاد مشترک ارتش (ستاد فرمانده ای دژبان کل ارتش جمهوری اسلامی ایران) حفاظت می کردم. هر پنج شنبه صبح به عشق مرخصی ۴۸ ساعته از خواب بیدار می شدیم و به تهدید بازداشت برگه مرخصی و اضافه خدمت ۷ صبح می رفتیم تو مسجد پادگان با اون بوی گندش برای زیارت عاشورا!
خیلی از شما ها حتما نمی دانید این چه نوع مراسمی است! خلاصه خدمتتان عرض کنم مثل گوسفند میریختیم تو مسجد می نشستیم روی زمین و الهی به امید تو یک چرت مرغوب ۱ ساعته میزدیم
جدا از شوخی مراسم زیارت عاشورا به این منوال بود که نیم ساعتی دعا می خوانند و نیم ساعت بعد یک آقای سرشکسته بالای منبر می رفت و یک سری حرفها می زد که هر ۸۴ هفته تکراری بود و در باب دشمن، اسلام و …
اهمیت مراسم زیارت عاشورا به قدری مهم بود که تمام ستاد فرمانده ای از امیر سرتیپ گرفته تا سرباز وظیفه به آمار دقیق باید در این مراسم شرکت می کردند اگر صبحگاه عمومی و ورزش که رژه و مراسم نظامی بود به دلیل شرایط جوی کنسل می شد محال بود مراسم زیارت عاشورا کنسل شود! و روزهای کنسل شدن مراسم صبحگاهی و ورزش باز به جای آن باید در زیارت عاشورا شرکت می کردیم. خلاصه خدمت ما تمام شد و ما نفهمیدیم سران لشگری و کشوری چه فایده ای و یا چه نکته مثبتی برای امنیت و پاسداری کشور در این مراسم بدست آورند!
خلاصه اینکه این چرندیاتو گفتم که خدمتتان عرض کنم اهمیت دعا کردن و مراسم مذهبی تا چه حدی برای مسئولان مملکت حتی در مکانی مثل ستاد فرمانده ای دژبان ارتش که وظایف مهمتری دارد تا چه حد مهم و حیاطی بود.
تا همین چند ماه پیش کی باور می کرد مملکت بشدت مذهبی و اسلامی ایران به یکباره از این رو به آن رو شود؟ از روی به اجبار رفتن به دعا و این خبری که در زیر می خوانید و کاملا واقعیت دارد:
اعتماد نوشت: در شب برگزاری دعای کمیل خانواده های فعالان سیاسی دو جوان هم اشتباهاً بازداشت شده اند.
گفته می شود در همان ساختمان یک پارتی شبانه در حال برگزاری بوده است و هنگامی که دو نفر از حاضران در پارتی قصد خروج از ساختمان را داشته اند، ماموران از آنها می پرسند شما هم در دعای کمیل شرکت داشتید؟ا آنها نیز از ترس بازداشت به دروغ خود را شرکت کننده در دعای کمیل نامیده اما بازداشت می شوند. آنها پس از مشخص شدن هویت آزاد شدند.
حالا فهمیدید چرا گوه گیجه گرفتیم؟ شما می دانید بلاخره پارتی کنیم یا نکنیم؟

(بدون رأی)
این مطلب را توی سایت نگذار
هیس جان امیدوارم آدرس بالا رو الکی گفته باشی، اینجوری میتونن پیدات کنن!
سلام محمد جان
بنده در ستاد پشتیبانی دژآجا خدمت می کردم.
با سپاس از ارسال نظر شما
سلام، آقا کودوم اداره بودی؟ من آجودانی بودم. یادش بخیر، مراسمی بود. چه لحظه های عرفانی و نابی بود. بعد از سرمای بیرون، می یای مستقیم دنبال یه گوشه ی عزلت می گردی، که با خودت و خدای خودت! خلوت کنی و یه چرتی بزنی!
پدرسوخته ها اواخر یه سرهنگ باقالی رو مجبور کرده بودن بین بچه ها می گشت، دیگه نمی ذاشتن کسی خوب خلوت کنه